محمد تقي جعفري

7

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اصول و مبادى آن ، معلوماتى است كه من دارم تيره و تار شود ، اگر چنين شخصى يا چنين اشخاصى صدها مكتب براى « هستى شناسى » و « خدايابى » به وجود بياورند ، جز اين كه به تاريكيهاى بشرى بيفزايند ، هيچ كارى از آنان ساخته نخواهد گشت . بياييد اين قضيه را با يك دليل روشن مورد بررسى قرار بدهيم : هر موقعى كه آدمى آينهء دل خود را با صورتى كه از خويشتن در آن آينه منعكس ساخته است ، براى فهم جهان هستى روياروى جهان قرار داد ، در هر چيزى از كوچكترين جزء ، گرفته تا كل مجموعه كهكشان نمىتواند حقيقت را بطور ناب و « آن چنان كه هست » دريابد . با يك تشبيه ديگر فيلتر خودخواهى و خويشتن بينى ، در علوم انسانى ، ارزشى و فلسفى هيچ حقيقتى را بدون اين كه با موادّ تيره و تار خويش آلوده بسازد ، براى عبور به درون آدمى راه نمىدهد . به همين جهت است كه انسان اگر با عالم هستى يا حتى جزئى از آن ، ارتباط معرفتى ايجاد كند و هيچ گونه دخالتى از عوامل درك او در درك شده اش جز همان « خود طبيعى » اش دست به كار نشود ، باز نتايجى كه از آن ارتباط معرفتى خود مىگيرد ، با رنگ همان « خود طبيعى » كه دارد ، رنگآميزى مىگردد ، چنين شخصى هنگامى كه نظر مىدهد ، حتما در بارهء خويشتن اظهار نظر مىكند 3 - و بحدوث خلقه على أزليّته ( و در حدوث كائنات ، دليل واضح بر ازليت آن ذات اقدس ) حادث بودن همهء كائنات دليل بر ازلى و قديم بودن خدا است وقتى كه با دلائل قانع كننده ، حدوث همهء كائنات اثبات شد ، ازلى بودن خداوند سبحان نيز ثابت مىشود ، زيرا اگر فرض شود كه خدا هم حادث ( مسبوق به نيستى ) است ، لازمه اش اينست كه آنچه كه بعنوان خدا پذيرفته شده است ، خدا نباشد و چنين فرضى